السيد محمد حسين الطهراني
90
معاد شناسى (فارسى)
منازل بعد از مرگ تحقّق پيدا نكرده ؛ بلكه منزلى بوده است از منازل دنيا مانند سائر امور روزمرّه كه در تاريخ و حوادث زندگى براى انسان پيش مىآيد . و ديگر آنكه طبق ادلّهء متقنهء تجرّد و بقاء نفس ناطقه ، آنچه را كه انسان پس از مردن ادراك مىكند ، با حواسّ ظاهريّه و قواى مادّيّه كه در دنيا و عالم بدن به كار مىبندد نيست بلكه با قواى مجرّدهء پس از خراب بدن و بقاء نفس است . آنوقت چطور ممكن است تصوّر شود كه آنچه بايد با قواى مجرّدهء فعليّهء بعد از مردن و خراب بدن ادراك شود ، آنها را با حواسّ ظاهريّه و قواى مادّيّه ادراك كرد و آنها را بطور ملموس و مشهود وجدان نمود . بنابراين بَشَر مىكوشد كه اسرار پس از مرگ ( يعنى اسرارى كه بايد حقيقتش بعد از مردن يافت شود ) را در زمان زندگى و حيات ( يعنى قبل از مرگ ) بفهمد ، و نخواهد فهميد . كما آنكه بشر كه در ذات مقدّس حضرت احديّت جلَّ و عزَّ شكّ و ترديد پيدا مىكند ، بعلّت آنست كه مىخواهد آن وجود اعلى و ارفع را با حسّ ادراك كند ؛ و مفروضِ مسأله آنست كه آن وجود مقدّس موجود محسوس نيست پس چگونه با حسّ لمس شود و مشهود گردد ؟ يا مىخواهد آن را با قواى متخيّله و متفكّره بيابد ، و مفروض مسأله آنست كه آن وجود سبحان ، خالق ازلىّ سرمدى و غير متناهى است پس چگونه تصوّر مىشود كه در ذهن بگنجد يا قواى مفكّرهء